تبليغاتX

کدهای جاوا اسکریپت *** قاصدک عشق ***
"well com to:"www.fahimeh.k.h.blogfa.com

رنگ پاک مهربونی بی تو تفسیری نداره     خوابای طلایی من بی تو تعبیری نداره

بی تو حتی نسترنها میمیرن آواره میشن   روزمن بدون خورشید شبا بی ستاره میشن

نرو از کنار این دل نگیر از من اون چشاتو     دور نکن قلبتو از من نپوشون ناز نگاتو

من دوست دارم همیشه خودت اینو خوب میدونی

                                   "مرد رویای منی تو  "    توی قلب من میمونی

قلب من کوچیکه اما عشق تو قدر یه دریاس/تودلم اسم قشنگت پاک و موندگاروزیباس

وقتی که نیستی کنارم دل من پر میشه ازغم/گریه میکنم به یادت قلبمو میگیره ماتم

من به عشق پاک چشمات تو اتاق گلدون میذارم

                                                        توی اون یه شاخه "نرگس"به هوای تو می کارم

من همیشه به امید با تو بودن زنده هستم     توی رویا به خیال دیدن تو مست مستم

آره ما باید بمونیم بازی چرخو ببینیم          انگاری باید تا آخر توی انتظار بشینیم

این روزای سخت دوری کاش میشد زودتر تموم شه

                     که تو پیش من بیای و بمونی واسه همیشه

                                                                            

 " قاصدک"

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 آذر1384ساعت 13:58 به قلم نرگس | 

بهترین چیز رسیدن به نگاهیست که از حادثه ی عشق تر است

سارا.........

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آذر1384ساعت 15:20 به قلم نرگس | 

باز باران باترانه    با گوهرهای فراوان     می خورد بر بام خانه

یادم آید روز باران      گردش یک روز دیرین      خوب و شیرین         توی جنگلهای گیلان

کودکی ده ساله بودم          شاد و خرم   نرم و نازک      چست و چابک

با دو پای کودکانه        می دویدم همچو آهو         می پریدم از سر جو   دور میگشتم ز خانه

می شنیدم از پرنده       ازلب باد وزنده    داستان های نهانی      رازهای زندگانی

برق چون شمشیر بران        پاره می کرد ابرهارا       تندر دیوانه غران   مشت میزد ابرهارا

   جنگل از باد گریزان

چرخ ها می زد چو دریا        دانه های گرد باران          پهن می گشتند هرجا

سبزه در زیر درختان     رفته رفته گشت دریا      توی این دریای جوشان  جنگل وارونه پیدا

بس گوارا بود باران!     به چه زیبا بود باران!   می شنیدم اندر این گوهر فشانی

رازهای جاودانی         پند های آسمانی      بشنو از من کودک من   پیش چشم مرد فردا

زندگانی خواه تیره  خواه روشن  هست زیبا     هست زیبا          هست زیبا

                                                                           "گلچین گیلانی "

امیدوارم این شعر برای یک لحظه هم که شده شما رو

 به دنیای شادو قشنگ کودکی برده باشه...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 آذر1384ساعت 14:33 به قلم نرگس | 
پنجه ی مریم!رسته در شکاف صخره ای این همه رنگ از کجا آورده ای تا بشکوفی؟؟

قطره قطره شکوفه از سر صخره ها گرد آورده ام از گلبرگهای سرخ دستمالی بافته ام تا

                                                                             آفتاب هدیه کنم...

عاشق شدن مهم نیست عاشق ماندن مهم است...

با عشق زمان فراموش می شود و با زمان هم عشق...

هیچ وقت دنبال کسی نباش که بتوانی با او زندگی کنی بلکه دنبال کسی باش که

بدون او نتوانی زندگی کنی...

دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 آذر1384ساعت 11:45 به قلم نرگس | 

میلاد با سعادت هشتمین پیشوای مسلمین بر تمام شما عزیزان مبارکباد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 11:56 به قلم نرگس | 
بازم یه شعر تازه از خودم:

وقتی شعرامو می خونی داره حسی از یه رنگی

                                                           آره خوب فهمیدی جونم تو همون حس قشنگی

وقتی هر جا حرفی باشه از امید و آرزوها

                                                            همه چی ختم میشه آخر به تووعشق و نگاها

خط سیر این نگاها حتی این نفس کشیدن

                                                              به توختم میشه در آخرآره جونم به رسیدن

به هم آخر می رسیم  و تو می فهمی که نفسهام

                                                           گره خورده بود به عمرت به تموم آرزوهام

تو مث مصرع آخر توی هر شعری عزیزم

                                                           ختم شعر من تویی تو اشکامو به پات می ریزم

اشک من نداره رنگی پیش چشمای سیاهت

                                                          کم میاره چشمای من پیش گرمای نگاهت

نفسام میاد و میره دم و بازدمم همیشه

                                                          به تو ختم میشه عزیزم زندگی بی تو نمیشه

عشق من خیلی زیاده حتی از عشق تو بیشتر

                                                         تموم عشق بزرگم به تو ختم میشه در آخر...

   "قاصدک"                                   

 

        

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آذر1384ساعت 15:9 به قلم نرگس | 

سقوط

باز هم يک بی مبالاتی عده ای از فرزندان خوب ايرانی را از دست ما

گرفت. ضمن تسليت به جامعه رسانه ای بد  فاجعه سقوط هواپیمای حامل خبرنگاران و نظامیان نيست که به گوشه ای از

اين واقعه اشاره ای کنم:

 

 در حالی که جامعه مطبوعاتی کشور در غم از دست دادن شماری از خبرنگاران وعکاسان نوشتاری وتصویری خود به سوگ نشسته است، سئوال هائی پیرامون چگونگی رخ دادن حادثه در میان افکار عمومی تکرار می شود که اساس آن بر گفته بازماندگان خبرنگارانی که از داخل هواپيما با خانه های خود تماس گرفته اند. در همين حال ستاد نيروهای مسلح که به دستور رهبر جمهوری اسلامی محل تعيين مصداق شهيد است، همه کشته شدگان را "شهيد " شناخت و برای بازماندگان آن ها هم با سرعت نفری سی ميليون تومان خسارت تعيين شد.

علی رغم تکذیب مسئولین ارتش جمهوری اسلامی مبنی براینکه کسی پیش از پرواز از وجود نقص فنی در هواپیمای سی-130 مطلع نبوده است، برخی منابع از آگاهی از مسافرین این هواپیما از وجود نقص فنی خبر می دهند. خبری که شوک دوم را پس از وقوع حادثه ایجاد کرده و با توجه به اطلاعات ضد ونقیض منتشر شده درمحافل خبری انعکاس گسترده ای داشته است. روزنامه انگلیسی تلگراف هم می نویسد بستگان بدترین حادثه هوایی ظرف سه سال گذشته در ایران ادعا می کنند که مسئولین از نا امن بودن هواپیما اطلاع داشته اند. هواپیمای آمریکایی سی- 130 که سه شنیه همین هفته به ساختمانی در تهران اصابت کرد بعد از اینکه خبر از نقص فنی در هواپیماداد وتلاش کرد فرود اضطراری داشته باشد، دچار حادثه شد.

می خواهیم شکایت کنیم، اما به چه کسی؟
هواپیما حامل روزنامه نگارانی بود که قرار بود برای پوشش خبری مانور نظامی به جنوب کشور بروند. با این حادثه 94 مسافر هوپیما وجمعی از مردمی که در حوالی برخورد هواپیما بودند جان خود را از دست دادند.
مسئولین کشوری خطرناک بودن پرواز هواییما را انکار کرده اند.اما قوه قضاییه گفته است که در خصوص ادعاهای بستگان کشته شدگان تحقیقاتی را به عمل خواهد آورد.

مژگان افشار خواهر خبرنگاری که در هواپیما بود می پرسد: ": چرا انها همه روزنامه نگاران را سوار هواپیمایی کردند که نقص فنی داشته است؟" او می افزاید:" ما می خواهیم شکایت کنیم اما کجا باید ومی توانیم برویم؟" به اعتقاد آنان در پرونده هایی که یک طرف آن دولت ویا مسئولین دولتی باشند هیچ شانسی برای مردم باقی نمی ماند.
پریوش نوری می گوید همسرش که مسافر این پرواز بوده است به او چندین بارقبل از آنکه هواپیما بلند شود تماس گرفته است وگفته است که خلبان نمی خواهد به دلیل مشکلات فنی پرواز کند. اما دبیر ستاد بحران ارتش جمهوری اسلامی می گوید:" هواپیما کنترل های مربوطه را پیش از پرواز گذرانده است."

روزنامه همشهری به اظهارات همسر يکی از قربانيان اشاره کرده که گفته است هواپيمای " سی – 130 " سرنگون شده ،روز سه شنبه نزدیک به سه ساعت روی باند قرار داشته چرا که خلبان حاضر به پرواز نمی شده است.

درحال نوشتن وصیت نامه هستیم
محمد جواد روح روزنامه نگار روزنامه شرق جزو اولین افرادی است که خبر از مشکل دار بودن پرواز می دهد. او در پستی که ساعاتی بعد از این حادثه در وب لاگ خود می گذارد وبه سرعت توسط وب لاگ های دیگر لینک داده می شود می نویسد: "الان خبري شنيدم كه بسيار تأسف بارتر از اصل حادثه است. "عليرضا برادران" از عكاسان خوب خبرگزاري فارس كه در جريان حادثه كشته شد، حدود ساعت 11و 30 دقيقه (يعني قبل از پرواز) در تماسي با همكارانش در خبرگزاري مي گويد: "هواپيماي ما نقص فني دارد؛ بطوريكه خلبان حاضر نيست سوار شود. به همين خاطر به دستور مسؤولان، منتظر هستيم خلبان شيفت بعد بيايد و پرواز كنيم؛ مي گويند دل و جرأت او بيشتر است."

روح می افزاید: "برادران حتي گفته كه ما داريم وصيتنامه مي نويسيم؛ حال من مانده ام كه چرا حاضر شده اند سوار هواپيما شوند. شايد به همين خاطر است كه ارتش اطلاع كادر پرواز از نقص فني را تكذيب مي كند."

تکذیب اطلاع کادر پروازی از نقص فنی هواپیما // شهادت78 نفر از پرسنل ارتش جمهوری اسلامی در این سانحه

آنها که به تحریم وقعی نمی گذارند
هواپیماهای نظامی سی-130 توسط ایران پیش از انقلاب در سال 1979 خریداری شده اند وهم اکنون بیش از 27 سال از عمر انها می گذرد. تهیه قطعات این هواپیما برای ادامه کارشان در ایران، یکی از موضوعاتی است که به دلیل تحریم های آمریکا ناموفق بوده است. سالها تحریم اقتصادی وانزوا توانایی وایمنی ناوگان هوایی ایران را چنان تحلیل برده است که احتمال سوانح هوایی در کشور به خاطر استهلاک هواپیماهای موجود روز به روز افزایش بیشتری می یابد.

سقوط هواپیمای سی-130د رمنطقه ای مسکونی درتهران، اولین حادثه از این دست بعد از سقوط هواپیمای روسی ای-لوشینI1-76 درجنوب شرقی ایران ودر زمستان سال 1382بود که 302 مسافر وخدمه دران کشته شدند.

دو دهه بعداز تحریم های آمریکا هواپیماهای ایرانی اندک اندک از دور خارج می شوند واراده جدی در مسئولین کشور برای جلوگیری از وضعیت نابه هنجاری که انتظار می رود در اینده بیشتر نیز شود وجود ندارد. همواره سعی می شود از قطعات تعمیری و جایگزین برای راه اندازی این هواپیما ها استفاده شود که استاندارد های پروازی را در کشور پایین می آورد. یکی از شهروندان تهرانی می گوید :" دولت باید مسئولیت پایین بودن استاندارد پرواز را بپذیرد. تحریم ایران، نتیجه روابط سیاسی اش با دیگر کشورهای دنیا است واین مردم نیستند که باید هزینه بدهند."

شوک در جامعه مطبوعاتی واینترنتی
کشته شدن جمعی از خبرنگاران ومردم کشوردر یک سانحه هوایی، دوسال پس از کشته شدن بیش از 300 نفر در سال 82، در میان نویسندگان اینترنتی که می توانند نظرات خودرا راحتتر بیان کنند، روایتی تلخ را به خود اختصاص می دهد. رضا شکر اللهی در وب لاگ
خوابگرد با گلایه از این رخداد به خاطره خود از استهلاک این هواپیما در اثنای جنگ اشاره می کند وناامنی که سالهاست بر صنعت هواپیمایی ایران سایه افکنده است. خوابگرد می نویسد: "نمی‌خواهم بگویم مرگ چه ارزان است این‌جا هنوز. نمی‌خواهم بگویم آسیبی را که تحریم آمریکا به صنعت هوایی ما در این‌سال‌ها رسانده نمی‌شود در سفر به مکه‌ی آل‌سعود جست. نمی‌خواهم بگویم که نیروی متخصص و هنرمندی که چنین ساده از کف رفت، چنین ساده باز به دست نخواهد آمد. نمی‌خواهم بگویم این هواپیمای سی یکصد بوق همان هواپیمایی‌ست که ۱۹ سال پیش، لرزان از سرما و افتان از زخم جنگ روی برانکارد شکسته‌ای، چپاندندم گوشه‌ای از آن هم‌ردیف شاید دویست زخمی دیگر، هر یک بر ردیفی از طبقه‌ای عینهو بایگانی آشفته‌ی انباشته‌ی اداره‌ای قدیمی. نمی‌خواهم بگویم که همان زمان وقتی این سی یکصد و بوق به هوا بلند شد از اهواز تا برسد به مشهد، چه تکانی خورد و چه آخی از نهادم بیرون کشید که صورت باندپیچی شده‌ام خورد به سقف که فاصله‌ام تا سقف به قدر وجبی بود. نمی‌خواهم هم بگویم که لعنت به این همه مانور و جنگ و گند و کثافت که برای خبررسانی‌اش این همه لشکر بکشند و ببرند و بیاورند و... نه، نمی‌خواهم این‌ها را بگویم. پس چیست که نمی‌گذارد امشب بخوابم؟"

هواپیماهایی که با صلوات بلند می شوند وبا صلوات می نشینند
علی قدیمی وب لاگ نویس در یادداشتی با نام 15 آذر روزسیاه خبرنگاران اندوه خود را چنین بیان می کند: " ايران صدر نشين حوادث هوايي در جهان است و روسيه هم سازنده‌ي انواع هواپيما. اگر چه تكنولوژي روسيه زمخت، با ضريب اطمينان پايين‌تر نسبت به امريكا و اروپا است، اما آيا ايران نمي‌تواند حداقل با وارد كردن هواپيما‌هاي جديد روسي به ناوگان تجاري و نظامي‌اش درصد سوانح هوايي‌اش را به روسيه نزديك كند و از اين صدر نشيني خلاص شود؟ روسيه‌هم از اين نظر جايگاه مناسبي ندارد اما به هر حال از ايران وضعيت بهتري دارد و اگر ترافيك و وسعت خاك روسيه را هم در نظر بگيريم شايد خيلي هم بهتر باشد! ضمناً نبايد از نظر دور داشت كه هواپيما‌هاي ترابري روسيه، با نام آنتونوف، هواپيما‌هاي خوش‌نامي هستند و در سطح جهان استفاده مي‌شوند، حداقل اين C130 هاي خطرناك را كه مي‌شود بازنشسته كرد، مي‌گويم خطرناك چون سوخت اين هواپيما‌ها فرار تر از سوخت هواپيما‌هاي ديگر است، از طرفي فرسودگي قطعات حساس هم ريسك پرواز را بيش از حد بالا مي‌برد. دوست پدرم كه سال‌ها خلبان همين هواپيما‌ها بود مي‌گفت C130 ها با صلوات بلند مي‌شوند و با صلوات هم مي‌نشينند!"

بحث در این باره فراوان است و متاسفانه مجالی نیست و فقط می توان تاسف خورد به حال این ملت جمهوری اسلامی که با افتخار "شهید" می آفرینند...

نظر فراموش نشه...

+ نوشته شده در  جمعه 18 آذر1384ساعت 15:59 به قلم نرگس | 
بزن به ياد تنهايمان بزن  بزن

I'm dying to kiss you...

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1384ساعت 14:1 به قلم نرگس | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1384ساعت 13:57 به قلم نرگس | 

هميشه در قلب مني

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آذر1384ساعت 13:48 به قلم نرگس | 
این متن خیلی طولانیه اما بخونید چون به خوندنش می ارزه و بدونید که پشیمون نمی شید وخوشتون میاد  راستی نظر یادتون نره ها...یه متن از قیصر امین پوره همونی که قرار بود بنویسم :

Love = heart accidentLove & Spaghetti

 

اگر دیگران نبودند...

برای اینکه بدانیم اگر دیگران نبودند چه میشد خوب است کمی به خودمان بیندیشیم راستی اگر قرار بود تنها خودمان را ببینیم چرا چشم های ما را رو به بیرون باز کردند؟                 

اگر قراربود تنها خودمان را در آغوش بگیریم دست های مارا طوری درست می کردند که فقط دست دوستی در دست خودمان بگذاریم و دست های ما را آنقدر بلند نمی ساختند که بتوانیم هرکه را دوست داریم در آغوش بگیریم.آیا دیده اید که کسی دست در گردن خودش بیندازد؟ مگر دست شکسته ای که وبال گردن است...

اگر قرار نبود دل ما برای کسی تنگ شود دل ما را آنقدر باز و بزرگ نمی ساختند که همه ی مردم جهان در آن جای بگیرند و باز هم جای خالی داشته باشد ...راستی آیا تا به حال          شنیده اید که دلی برای خودش تنگ شود؟

اگر قراربودتنها برای غم های خودمان گریه کنیم چند قطره اشک کافی بود و دیگراین همه کیسه های اشکی مارا پر نمی کردند...

اگر قرار بود هر کس تنها نام خودش را صدا کند سلام و خداحافظی در میان نبود..هیچ کس انتظار کسی را نمیکشید انتظاری هم اگر بود به سر نمی آمد هیچ دری به روی هیچ کسی باز نمیشد مهمان و مهمانی نبود واگر هم بود میزبانی نبود.

صندلی ها روبه روی هم دور یک میز جمع نمیشدندونیمکت پارکها یک نفره بود.آیا دیده اید کسی هنگام ورود به خانه به خودش تعارف کند یا پیش پای خودش به احترام بلند شود؟؟آیا هیچ انگشت اشاره ای دسته ی پرندگان مهاجر را در آسمان به خودش نشان میدهد؟

آیا هیچ کس با خودش عکس دسته جمعی به یادگار می گیرد؟اگر دیگران نبودند هیچ کس شعر نمی سرودوقصه نمی گفت.کلمات زیبایی مانند دوستی مهربانی فداکاری ایثار یاری هدیه و...از لغت نامه هاپاک میشد...مخصوصآکلماتی که با "هم" شروع میشوند:مثل هم درس هم دم هماهنگ همسر هم درد هم دل هم نشین هم راز هم سفره هم رنگ و...

اگر بخواهیم همه ی "هم"های عالم را بگذارم و بشمارم انگشت های دست و پایم هم کم است و به چند "هم"کار و "هم" راه نیاز دارم...اگر دیگران نبودند بازی و هم بازی نبود.بازی هم اگر بودبازنده و برنده نبود...اگر دیگران نبودند هر کس برای خودش در غاری تنها یا جنگلی دور زندگی می کرد و هیچ کس به ملاقات دیگری نمی رفت

Warm hug..my heart beats for you

اما تنهایی هم وقتی معنا دارد که دیگرانی باشندتا بتوانیم با دور شدن از آنهامعنی تنهایی را بفهمیم.اگر دیگران نبودند باید سر در گوش خودم میگذاشتم و در گوشی با خود پچ پچ می کردم اما با کدام زبان؟؟نمیدانم...

می دانم که ممکن است به این حرفهای عجیب و غریب و این خیال های محال بخندیدوبگویید این حرفها را حتی  حیوانات هم می دانند.مورچه هاو موریانه هاوزنبورها هم می دانند که باید باهمدیگر باشندولی اگر ما اینها را می دانیم چرا گاهی دیگران را نمی بینیم؟

نمی گویم که آدم نباید خودش را ببیندبلکه می گویم اتفاقآ آدم باید خوب خودش را ببیندولی خود را با دیگران ببیند و با دیگران بخواهدتا هم "خودش "وهم "دیگران " را خوب بشناسد.

                                                                :..:    قیصر امین پور    :..: 

بالاخره این متن تموم شد درسته که خیلی طول کشید ولی به زحمتش می ارزید...

بیاین همه ی مردم رو دوست داشته باشیم تا از زندگی لذت ببریم....

         

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 آذر1384ساعت 16:9 به قلم نرگس | 

وطن یعنی هدف یعنی شهامت                          وطن یعنی شرف یعنی شهادت

وطن یعنی گذشته حال فردا                              تمام سهم یک ملت ز دنیا

وطن یعنی چه آباد و چه ویران                          وطن یعنی همینجا یعنی "ایران"

            funky map

 وطن:       عشق جاوید...                   

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1384ساعت 15:3 به قلم نرگس | 
دوستت دارم.   

        عشق منی...

 

دوستت دارم و در جان منی                           ای که درد من و درمان منی

دوستی یک حادثه است و جدایی یک قانون...

پس بیایید قانون شکن باشیم

 

+ نوشته شده در  جمعه 4 آذر1384ساعت 14:25 به قلم نرگس | 
 سلام به دوستان عزيز:تا امروز هر شعري كه لطف كرديدوخونديد

از اشعار اين بنده ي حقير بوده ولي امروز مي خوام چند تا از مطالب و

اشعاري رو كه خيلي دوست دارم رو براتون بنويسم كه اميدوارم لذت ببريد:

در زمانيكه وفا قصه ي برف به تابستان است

و صداقت گل نايابي است         ودرايينه ي چشمان شقايقهاعابر ظالم و بي عاطفه ي غم جاريست

به چه كس بايد گفت كه با تو خوشبخت ترين انسانم؟؟                                                                                                                               

تا به كي بايد رفت از دياري به دياري ديگر      نتوانم جستن هر زمان عشقي و ياري ديگر  

 كاش ما آن دو پرستو بوديم كه همه عمر سفر مي كرديم

                              از بهاري به بهاري ديگر...                          :..:فروغ فرخزاد:..: 

حالا با يه متن زيبا چه طوريد؟ 

تقديم به كسي كه بدون اون هيچ چيزي رو نمي خوام  و اگه با اون باشم هم ديگه چيزي نمي خوام...

       و خداوند عشق را آفريد...            

...وهنگامي كه خداوند عشق را آفريد ناگهان تمامي زمين سبز شد.درختان روييدند

وجنگلها پديد آمد.جويبارها جريان پيدا كردندوپرندگان آواي زندگي سر دادند

جوانه ها شكفتند و شكوفه ها به آسمان آبي لبخند زدند

گلهاي شيپوري سرود فتح خواندندوغنچه هاي ياس و نرگس فضا را عطراگين كردند

گندمزارها زمين را بركت دادندورنگهاي شاد وزنده به گونه ي گلها پناه بردندو

آنگاه ...زيبايي به وجود آمد زندگي پديدار شد   قلبها به تپش درآمدو

نفسها در سينه حبس شد........زيرا عشق پديد آمد...عشق..:::..     

اميدوارم خوشتون اومده باشه ...

"Crimson Twilight, Kentucky" © Adam Jones"Autumn Sunrise, Vine Maple Leaf" © Don Paulson

 

 

دوستی

اي كاش ميدانستي شبها....

تنها ستاره اي را كه به نامت زده ام

 به  چشمانم سنجاق ميكنم تا يادم نرود

 در روي زمين كسي هم هست

كه سبزي لحظه هايش ....روزي آرزويم بود ....

خانه را در چشم های تو پيدا کردم

 پلکهايت را به هم نزن خانه خراب ميشوم

                                                                                                    

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آذر1384ساعت 14:59 به قلم نرگس | 
 
مرغی که عاشق بود...
+ نوشته شده در  سه شنبه 1 آذر1384ساعت 16:15 به قلم نرگس | 
 
اولین صفحه
ایمیل من
خاک خورده ها
درباره ی خودم و عشقم و شعرام:
سلام به همه ی دوستان عزیز:
من یه شاعر نو پا هستم که تصمیم دارم در این وبلاگ اشعاری رو در وصف قشنگ ترین عشق زندگیم بنویسم و تخلص من قاصدکه.پس فقط شعرهایی که به نام "قاصدک"امضا میشه مال خودمه در ضمن بعضی اوقات هم اشعاری دارم برای اونایی که یه جورایی دل شکسته هستن
...منتظر یه قطره بارون از جانب شما عزیزان هستم...قاصدک!!!

لینک دوستان با حال
زخمی ترازهمیشه(محمد)
شب زنده دار(sosi)
عاشقانه های امیر(امیر)
عشق افراطیست که...(آنا)
دری به روی عاشقی(مهدی)
پردیس(مجتبی)
حرف عاشقانه(هومن)
ساحل عشق(A&M)
غریبانهای مهربان(سعید)
وب یه بچه ی بامعرفت(مجید)
عشق صورتی(مهرداد)
عاشقانه های مجید
رنگ عشق چه رنگیه(قاصدک عشق)
قلب شیشه ای(نرگس)
قاصدک عشق(سعید)
لبریز عشق(فریده:رضا.ص)
پسرای شیطون(6 پسر بد)
آتش عشق(سعید)
دانلود فیلم های تلویزیون(محسن)
کاش میدونستی...(علی)
آرشیو پیوندهای روزانه
به مطالب قبلی هم سر بزنید:
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
لینکدونی
کارو
فروغ فرخزاد
نامه های عاشقانه ی فروغ به...
فریدون مشیری
حمید مصدق
سهراب سپهری
سیاوش کسرایی
احمد شاملو
شازده کوچولو(داستان کامل)
مهدی اخوان ثالث
مهدی سهیلی
نیما یوشیج
نامه های عاشقانه ی نیما
یغما گلرویی
حسین پناهی
شهیار قنبری
فریبا شش بلوکی
هیوا مسیح
محمد علی بهمنی
مریم حیدر زاده
طالع بینی زنان و مردان
جستجوی یاهو
جستجوی گوگل
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

عشق صورتي