دوباره زنده گشتم من با صدای این عشق
چشمم دوباره خشکیددرچشمهای این عشق
هوش از سرم پریدومجنون شدم چه آسان
رفتم به کوه ودره با هر نوای این عشق
دیگر نمی توانم بگریزم از گناهان
زار و اسیر گشته دل در هوای این عشق
خون گریه میکنم من هر شب درون خلوت
خواهم ره رهایی من از خدای این عشق
صبرم گذشته از سر آینده هم معماست
یعنی چه میشود کار درانتهای این عشق؟؟
همیشه هر دم هرجا درهرزمانی ای جان
دویده ام آمدم من پا به پای این عشق
باشد دو باره هستم تا آخرش کنارت
من می خرم همیشه نازوادای این عشق
در قلب کوچک من آری نگیرد هرگز!!
عشقی قشنگ و زیبا مثل تو جای این عشق
عیبی ندارد انگار باید که تا همیشه
قلب و سروجان من گرددفدای این عشق
بیچاره کرده من را این عشق آتشینم
ای وای بر دل من ای وای و وای این عشق
چیزی نمانده در من جز انتظار دیدار
رخصت بده دهم جان در زیر پای این عشق! " قاصدک"
دوستت دارم

