سلام به همه ی همراهان خوب و دوست داشتنی خودم...می دونم که یه مدته به اشعار
محمدعلی بهمنی گیر دادم اما این دیگه آخریشه...سعی می کنم بعد از امتحاناتم با کلی
شعر تازه برگردم ...اشعار من کمی طولانی هستن اما شاید به خوندنش بیارزه...پس تا
بعد از امتحانام خدا نگه دار همه تون...

من و تو قصه ی سر نوشتمون مثل همه
واسه من هر کی به غیر از تو باشه خیلی کمه
تو همون انداز ه خوبی که دیگه بیشتر از اون
نه کسی می تونه باشه نه تو ذات آدمه
" محمد علی بهمنی "

عاقبت از عشق تو خاک کلیسا میشوم
میکشم دست از مسلمانی یهودا میشوم
آنقدردر کشتی عشقت نشینم تا سحر
یا به ساحل میرسم یا غرق دریا میشوم
اینم تقدیم به نازنینی که خیلی منو می فهمه اما من بازم نمی فهمم ...